قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

Guitar | گيتار

Guitar | گيتار
 

مــوسیـقـــی ، هنر بیان احساسات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط مجید

میدی های آهنگ های شادمهر به نام   مشکوک  یه کاری کن  بی تو

برای ماندولین و گیتار تنظیم شده

دانلود کنید و بفرستید تو guitarpro تا براتو نتشو بنویسه....


لینک دانلود:

http://www.persianupload.com/1934927


شرمنده من gp سریال نامبرش تموم به آخر رسید!!!!!



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 توسط مجید
در جواب به دوست خوبم سعید جان باید بگم من خودم استودیو خانگی دارم و 4 میلیون خرج کردم.........

اگه میخوای با کمترین امکانات ضبط کنی باید این مسایل رو رعایت کنی!!!!

1. یک میکروفون خوب حد اقل 50 هزار تومن

2. میکسر خوب که من خودم 600 هزار تومن خریدم اگه نمیتونی میکسر بخری باید یه کارت صوتی عالی بگیری چون میکسر کار همه اینا رو میکنه

3. نرم افزار adobe audiution 3x رو حتما لازم داری

4. adobe sound booth تا حدی میتونه کار mix و master رو انجام بده......

5. در کل باید خیلی خرج کنی.......................

برو استودیو!!!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 توسط مجید

آموزش theory موسیقی



سلام... کامیار (نوید) هستم... یک آموزش کوچولو 1 سال پیش ساخته بودم از theori موسیقی بد نیس دانلود کنید

خیلی بدردتون میخوره چون خلاصه هستش با کیفیت Pdf

لینک دانلود:

http://www.persianupload.com/5748962



نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم تیر 1388 توسط مجید


با سلام خدمت گیتاریست ها....نوید هستم........یا همون کامیار

شرمنده از اینکه کم میام و از این نظر باید ممنون آقا مهدی باشم که زحمت ما رو به دوش میکشه به افتخارش دست بزنید!!!!

فعلا مشغول آهگسازی و ضبط و خوندن هستم و انشاالله اگر ارشاد مجوز بده ما هم یه آلبوم بدیم...

اسم من در آلبوم نوید نیست با اسم مستعار ((کامیار )) هستم ولی فعلا که خبری نیست!!!

با این حال دیروز یه قطعه بیکلام با سوت و پیانو ضبط کردم 2:07 است

گفتم شما هم گوش بدید واسه زنگ موبایل یا بعنوان LIGHT MUSIC

خیلی سادس ... آخه تو نیم ساعت همشو ساختم و ضبط کردم ولی ارزش یه بار گوش دادنو داره!!!

مرسی!!!


kamyar soot(navid).zip


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم تیر 1388 توسط مجید
سلام .....در جواب به دوست خوبم مسعود باید بگم اگر سیم خوب کلاسیک میخوای

LABELLA و FELAMINCO رو پیشنهاد میکنم ترجیحا LABELLA

اما برای کارهای پاپ که طنین متفاوتی دارند از سیم DADARIO استفاده کنید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط مجید

baraye kharide agar taze kar hastid ye guitar daste dovoom bekharid

HADEAGHALE entekhabe shoma bayad YAMAHA C 70 bashe


Benazare man guitarhaye ALHAMBRA kheili khooban az 300 ta 2mellion gheymat daran


hala khodaeesh roozi chand dafe sar mizanid be ma


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط مجید

ترجمه :
ساعی مغیثی

نویسنده: کن ردویل
همکار بخش کلاسیک
اختصاصی گیتار برای همه
info@guitar4all.com

در ذهن بیشتر نوازندگان گیتار، موفقیت با اهمیت به تمرینات روزمره امکان پذیر است. اما امکان دارد که شما با وجود سخت کوشی و پشتکار فراوان، قادر نباشید تا از تمامی پتانسیل های خود در تمرین های روزمره استفاده کنید. اکثر هنرجویان با وجود اینکه وقت زیادی را به نمرینات خود اختصاص می دهند، پیشرفت زیادی را از تمرینات خود مشاهده نمی کنند. حال این سوال پیش می ید که چرا این وضعیت پیش می آید؟

قبل از شروع تمرینات روزانه خود بایدهمیشه وقتی را برای گرم کردن اختصاص دهید. می توانید این کار را با باز و بستن انگشتان خود انجام دهید. در این حالت شما در واقع در حال نواختن گیتار هستید، بدون آنکه گیتار در دست داشته باشید. می توانید تا حدود پنج الی ده دقیقه این کار را ادامه هید. این کار باعث می شو تا در هنگام به دست گرفتن گیتار و نواختن آن ماهیچه های شما احساس راحتی و انعطاف پذیری بیشتری را کنند و در هنگام تمرین بیشترین استفاده را از پتانسیل های خود بکنید. بعد از مدتی، اگر توانستید به اندازه کافی مهارت برای اجرای آرپژها و گام ها را کسب کنید می توانید از این راه برای گرم کردن استفاده کنید.

همیشه برنامه ای دائمی را برای خود در نظر بگیرید. برای مثال شما می توانید همیشه تمرینانتان را با گام نوازی شروع کرده و بعد با یاد گرفتن چند آکورد جدید و در پایان تمرین برروی قطعه ای که قصد نواختن آن را دارید به اتمام برسانید. استفاده از برنامه ی دائمی برای تمریناتتان باعث می شود زمانی که نمی دانید ابتدا باید چه تمرین را انجام دهم، به شما الگوی مناسبی را پیشنهاد کند و به طور کلی از هدر رفتن وقت جلوگیری می کند.

اگر قصد دارید تا تکنیک یا قسمت جدیدی را از متدتان یادبگیرید، همیشه در ابتدا آن را با تمپوهای پایین تمرین کنید. اگر شما از ابتدا با تمپوهای بالا شروع به تمرین کنید، قادر نخواهید بود تا قسمت مورد نظر را به درستی اجرا کنید و این کار باعث می شود تا قسمت مورد نظر را اشتباه فراگیرید. در ابتدا هرچقد در تمپوهای پایین تری شروع به تمرین کنید

دقت شما در هنگام تمرین در حد چشمگیری بالا خواهد رفت. تمرین با تمپوی بالا اشتباهی است که بیشتر نوازندگام مبتدی مرتکب آن می شوند. به علاوه می توانید از مترونوم برای کنترل سرعتتان در هنگام تمرین استفاده کنید.

اگر برروی تمرین مشکلی کار می کنید، هرگز سعی نکنید تا به هر طریق و راهی که امکان پذیراست برروی آن کار کنید و با صرف زمان زیاد هم به نتیجه خوبی نرسید و ناامید شوید و به علاوه آن دیگر توانی برای ادامه تمرین برایتان نماند. کمی استراحت کنید و دوباره شروع به تمرین کنید. سعی کنید با خودتان مهربان باشید، برروی تمریناتی کار کنید که در حد و اندازه سطح نوازندگی تان باشد.

در گذشت زمان خواهید دید بعد از مدتی می توانید تمرین های سختی را که قبلا قادر به اجرای آن نبودید، به راحتی اجرا کنید. پس هرگز عجله نکنید.

اگر در هنگام تمرین احساس درد و ناراحتی در هریک از قسمت های بدنتان کردید، به سرعت دست از تمرین بکشید.

اگر شما قبل از تمرین به گرم کردن پرداخته اید و استیل و پوزیشن های دست هایتان درست است، نباید هیچ درد و ناراحتی را احساس کنید. اگر تمام موارد ذکر شده را رعایت کرده باشید، فقط احتمال این موضوع باقی می ماند که شما در سطح مبتدی هستید و برای اینکه مفصل هایتان با پوزیشن ها و استیل نوازندگان گیتاریست کلاسیک عادت نکرده است دچار درد و کوفتگی می شوید که این موضوع نیز به مرور زمان برطرف می شود.

همیشه سعی کنید تا برنامه تان را به طور کامل هرروز به طور جدی دنبال کنید. به طور حتم روزهایی هستند که شما نمی توانید تمرنیناتتان را به طور کامل به اتمام برسانید، اما باید در نظر داشت که این روزها استثنا هستند. اگر شما در هفته ای روزی 15 دقیقه به تمرین می پردازید بهتر است که به یک روز خود 10 ساعت وقت برای تمرین اختصاص می دهید و 6 روز بعد تمرینی را انجام نمی دهید. به طور کلی سعی کنید به هر صورتی که امکان پذیر است برنامه تان را به طور مداوم انجام دهید.

همیشه سعی کنید تا در هنگام تمرین تمام تمرکزتان را برروی تمرین تان بگذارید. هرگز در مکانی که عوامل مختلفی موجب عدم تمرکز شما در هنگام پرداختن به تمرین می شود، به تمرین کردن نپردازید. اگر شما 30 دقیقه را به تمرین کردن تان اختصاص می دهید، نباید در هنگام تمرین حواستان به سر و صداهای اتاق های کناری و صدای تلویزیون باشد.

در این صورت تمرین شما ارزش بسیار کمی را دارد. و هرگز سعی نکنید که در روبروی تلویزیون به تمرین کردن بپردازید !

برای اینکه در تمریناتتان موفق تر و جدی تر باشید، بهتر است موسیقی را با تمریناتتان ترکیب کنید! شما در بین تمرینات مختلف حتما با تمرین هایی برخورد خواهید کرد که هیچ علاقه ای به کار برروی آن ها ندارید، اما شما باید به هر روشی آن ها را فرابگیرید. این تمرین ها شاید شامل تکنیک های خاص و اکورد ها و … مختلف باشد که بعد ها در قطعه ها ی مشکل تر شما را یاری خواهد کرد.

نکته مهم این است که شما می توانید این تکنیک ها و تمرین ها را در قسمت هایی از قطعات ساده تر استفاده کنید. با استفاده از این روش حتما با لذت بیشتری به تمرین های خود ادامه دهید.

در پایان باید بگویم بهتر است در پایان هر تمرین قطعه ی مورد علاقه ی خودتان را بنوازید تا با ذهن و خاطره ای مناسبی به سراغ تمریناتان در روزهای بعدی بروید. اگر پس از تمرین های مداوم خسته و بی توان به تمریناتتان خاتمه دهید، هنگامی که می خواهید شروع به تمرینات بعدی کنید، زمینه مناسبی را در ذهنتان در زمان شروع تمرین نخواهید داشت. سعی کنید همیشه به تمریناتتان جذابیت ببخشید.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط مجید

مترجم :کاناز دیفرخش
اختصاصی گیتار برای همه

اکثر ما به گیتار به عنوان سازی نو ومدرن نگاه می کنیم و اغلب به موسیقی راک، بلوز ، جز، کانتری و… علاقه مندیم و می خواهیم با پیک نوازی ایده های موسیقاییمان را روی گیتار پیاده کنیم. اگر چه هرازگاهی سری به این قلمرو نامحدود کلاسیک هم می زنیم ولی اغلب وقتمان را هدر می دهیم.بسیار خوب، اینجا دریچه ای به گیتار کلاسیک است. این بعد دیگری از گیتار است. به حوزه ی گیتار کلاسیک خوش آمدید! این فرهنگ غنی قرن ها قدمت دارد.(

برای ورود به این دنیای نا محدود از شارون آیزبین، یکی از نوازندگان برتر گیتار کمک گرفتیم .آیزبین، نویسنده ی کتاب Classical Guitar Answer Book و مدیر بخش گیتار فستیوال موسیقی آسپن و مدرسه ی Dullard در نیویورک، به نکات مفیدی در رابطه با تکنیک های دست راست و چپ اشاره و تمرینات موثری را در این زمینه پیشنهاد می کند. (ترجمه این کتاب بزودی برای استفاده در سایت قرار میگیرد ) هم چنین روش خود را در حفظ کردن قطعات که به گفته ی خود از مهارت های ضروری برای هر نوازنده ی صحنه ای است، در اختیار ما قرار می دهد.

او با تمریناتی که برای مشکلات خاص در هر دست، طرح ریزی شده بود، شروع کرد. نکته : در این متن، انگشتان دست راست با حروف کلاسیک p-i-m-a نشان داده می شود. این حروف بر گرفته از کلمات اسپانیایی برای شصت (Pulgar)، انگشت اشاره(Indicio)، انگشت میانی(Medio) و انگشت انگشتری(Anular) می باشد.

تمرینات دست راست

آیزبین معتقد است که یکی از بهترین راه ها برای ارتقای تکنیک دست راست، تمرین بر روی آرپژهاست. در ابتدا می توانید با یک تمرین ساده شروع کنید مثل الگوی ساده ی سیم های آزاد در Em و سپس همان الگو را بر روی سیم های مختلف تکرار کنید.این تمرین به شما کمک می کند تا حرکت بر روی سیم ها را بدون مشکل و درگیری در دست چپ یاد بگیرید.
برای درک بهتر این نوع تمرین، الگوی( Ex.1a) را اجرا کنید.

عکس بزرگ - کلیک کنید

عکس بزرگ - کلیک کنید

این الگو روی چهار سیم بالایی آغاز می شود، سپس انگشت اشاره- میانی و انگشتری را به پیروی از انگشت شصت به یک سیم پایین تر منتقل کنید.جابجایی انگشتان به دنبال انگشت شصت را ادامه دهید. در پایان فقط با انگشت شصت به بالا جابجا شوید. اینگونه شما شصت وانگشتان دیگر را عادت می دهید تا جدا از یکدیگر عمل کنند که در جابجایی به سیم های پایین تر این اتفاق نیفتاد.

هر مرحله را قبل از شروع الگوی بعدی ، سه بار تکرار کنید.
همان آرپژ را بر عکس اجرا کنید.(Ex.1b). آخرین الگو در نوعی از ریتم 4/4 ارائه شده. خودتان می توانید الگوهای دیگری بسازید.هر الگوی ترکیبی از چهار انگشت می تواند در این نوع تمرین موثر و کارا باشد.

عکس بزرگ - کلیک کنید

برای درج نظرات در این قسمت رعايت ادب، احترام به ديگران و استفاده از حروف فارسي الزامی میباشد.


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم اردیبهشت 1388 توسط مجید
سلام
اونهایی که گیتار کلاسیک و فلاکنکو میزنند به خوبی به تکنیک آرپژ آشنا هستند البته به دوستانی که با پیک کار میکنند بر نخوره !!!
حالا برای کارایی بیشتر در این تکنیک براتون یه تمرین فوق العاده عالی آوردم برای آرپز زدن در گیتار توصیه میکنم حتما دانلودش کنین البته بهتره که با سرعت پائین تری شروع کنین به زدن این قطعه مطمئن باشین سرعت دست در گیتار یک شبه به دست نمیاد پس به خودتون الکی زحمت ندین تمرین ها رو مداوم انجام بدین مطمئن باشین که سرعت دست شما عالی میشه
تمرین آرپژ در گیتار کلاسیک دانلود از سرور اصلی وب سایت دونوا
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم اسفند 1387 توسط مجید
یه مقاله بصورت پی دی اف تهیه کردم برای چگونگی تمرین گیتار و پیشرفت در یادگیری

دانلود مقاله آموزشی

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم اسفند 1387 توسط مجید

همانطور که می دانید وظیفه پیکاپ (Pickup) گیتار تبدیل ارتعاشات سیمهای ساز به سیگنالهای الکتریکی متناسب با شدت و فرکانس این ارتعاشات است. ایده اصلی و نحوه کار یک پیکاپ مغناطیسی معمولی گیتار به یک هسته مغناطیسی و سیم پیچی که دور آن پیچیده شده است باز می گردد.

نحوه کار به این صورت است که حرکت و ارتعاش سیم های ساز باعث تغییر رلوکتانس میدان شده، تغییراتی را در فلوی میدان می دهند. این تغییرات میدانی، که بطور مستقیم با کیفیت ارتعاش سیم مرتبط است موجب القای جریان الکتریکی متناسب با ارتعاش در سیم پیچ پیکاپ می شود...

 



کیفیت ساخت
ساختار هر پیکاپ، محل و نحوه قرار گرفتن آن از جمله پارامترهای مهمی هستند که بر روی کیفیت و چگونگی صوت خروجی ساز اثر می گذارند.

بعنوان مثال هر چقدر هسته مغناطیسی قوی تر باشد و یا سیم های ساز به پیکاپ نزدیک تر باشند، خروجی تولید شده شدت بیشتری دارد و یا هرچه تعداد سیم های سیم پیچ کمتر باشد پاسخ فرکانسی پیکاپ به فرکانس های بالا بهتر است و هر چه بیشتر باشد برعکس پاسخ فرکانسی در قسمت های بالا ضعیف می شود.

 

پیکاپ هایی که تعداد دور سیم پیچ آنها کمتر باشد، دارای امپدانس خروجی کمتری هستند و عمومآ وفاداری بیشتری هنگام تبدیل ارتعاش به الکتریسیته دارند.

 

باتوجه به ساختارهای متفاوتی که پیکاپ ها می توانند داشته باشند، خروجی پیکاپ مختلف متفاوت است؛ خروجی آنها از چیزی حدود صد میلی ولت شروع می شود و می تواند به یک ولت! هم برسد.

 

پیکاپ های ارزان قیمت دارای طراحی بد و مواد اولیه نا مرغوب هستند بگونه ای که ممکن است به علت اشکال در پیچیده شدن سیم پیچ، دارای خاصیت خازنی نیز بشوند. بنابراین هنگامی که آنها به کابل ارتباطی با آمپلی فایر متصل می شوند یک مدار تشدید تولید میکنند و در فرکانسهای خاص پدیده رزونانس را بوجود بیاورند.

 

 ارتعاش سیم، باعث تغییر میدان مغناطیسی شده و در سیم پیچ جریانی متناسب با کیفیت ارتعاش القا میکند. اگر گیتار الکتریک داشته باشید ممکن است با این پدیده برخورد کرده باشید که خروجی صدای یکی از سیم ها یا نتها حجم صوتی بیشتری از سایر سیم ها یا نتها تولید می کنند.

 


هرچه تعداد دورهای سیم پیچ بیشتر باشد، فرکانس رزونانس پایین تر می آید و از طرف دیگر خاصیت خازنی و سلفی سیم پیچ بیشتر شده و رفتار غیر خطی پیک آپ تشدید می گردد. به همین علت است که در مواردی که نیاز به رفتار خطی و پاسخ فرکانسی بهتر باشیم، لازم است تا از پیکاپ های پیزوالکتریک یا حتی نوری استفاده کنیم.

 

ناگفته نماند، ممکن است برخی از نوازندگان از خروجی رفتار غیر خطی این پیکاپ ها لذت برده و آنرا مناسب سبک موسیقی خود می دانند.

 

انواع متداول پیکاپ مغناطیسی
پیکاپ های مغناطیسی بصورت معمول در دونوع ساخته می شود، آنهایی که دارای یک سیم پیچ هستند که معمولآ روی گیتارهای فندر Stratocaster استفاده می شود. جیمی هندریکس، اریک کلپتون و دیوید گیلمور از جمله علاقمندان به صدای این نوع از گیتارها هستند.

نوع دیگر دارای دو سیم پیچ و یک هسته است که بیشتر بنام هومباکر (Humbucker) معروف است که توسط یکی از کارکنان کارخانه گیبسون در سال 1950 اختراع شد، از این پیکاپ ها بیشتر در گیتارهای لس پاول (Les Paul) گیبسون استفاده می شود.

 

پیکاپ های Single-Coil به تغییرات فلوی مغناطیسی بسیار حساس هستند، بنابراین پاسخ خوبی به کوچکترین ارتعاشهای سیم می دهند. اما از طرف دیگر این حساسیت باعث می شود که آنها جاذب تغییرات میدانهای مغناطیسی موجود در محیط هم باشند، بعنوان مثال تغییر میدانی که در دستگاه های برقی با فرکانس 50-60 هرتز در محیط وجود دارد.

 

هر چند توسط فیلتر اغلب می توان جلوی تقویت این میادین ناخواسته را گرفت اما در کل وجود نویز در محیط می تواند باعث دردسر در گرفتن خروجی تمیز از این پیکاپ ها باشد؛ برای همین اگر بصورت خانگی با این نوع از سازها کار کنیم عمومآ یک صدای هوم (Hum) به همراه موسیقی از آنها خواهیم شنید.

 

اما پیکاپ های هومباکر توانسته اند بر این مشکل غلبه کنند. دو سیم پیچ موجود در این پیکاپ ها که از لحاظ الکتریکی سری هستند، در جهت خلاف هم پیچیده می شوند بنابراین نویزی را که از محیط می گیرند دارای ولتاژ معکوس نسبت به هم شده و در مجموع یکدیگر را خنثی می کنند. از طرف دیگر این دو سیم پیچ باعث تقویت جریان حاصل از القای هسته مغناطیسی شده و صدای ساز را قوی تر دریافت می کند.

 

البته این سبک طراحی پیکاپ هزینه ای هم در بر دارد و آن اینکه بسیاری از هارمونیک های بالای صدای اصلی نیز از این طریق حذف می شوند. چرا که همانطور که قبلآ هم اشاره کردیم بالا بودن تعداد دور سیم پیچ اندکتانس سیم پیچ را بالا می برد و پاسخ فرکانسی در فرکانس های بالا تضعیف می کند، برای همین است که صدای این گیتارها کمی گرمتر، چاقتر و تیره تر از پیکاپ های Single-Coil بنظر می رسد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1387 توسط مجید
اين كه نميتوان موسيقي فلامنكو را با يك گيتار كلاسيك و يا موسيقي كلاسيك را با گيتار فلامنكو نواخت ، تصوري متداول ولي نادرست است . چرا كه هر دو مئل گيتار داراي سيمهاي برابر و جنس يكسان (نايلوني و فلزي) بوده و هر دو به شيوه كاملا مشابه كوك(Tuning) مي شوند


بنابراين ، مسئله عدم امكان نواختن يك سبك موسيقي با گيتار سبك ديگري نيست . بلكه بهتراست هر موسيقي را با ساز مناسب و مانوس با خودش نواخته شود ( مخصوصا موسيقي فلامنكو كه با آن همه تكنيك ها و احساسات زيبا و خاص خودش ، فقط با اجرا شدن بر روي گيتار فلامنكو آن  صدا ، طنين و  لحن مخصوص  و اندوهگين خود را ايجاد مي كند )

به بيان ديگر بايد به دنبال سازي باشيد كه مناسب با سبك موسيقي مورد نظر بوده و مخصوص به آن كار ساخته شده باشد

آشكارترين تفاوت مابين اين دو گيتار در رنگ پشت (Back) و پهلوهاي (sides) آنها است

يك گيتار كلاسيك به دليل جنس چوبش كه معمولا زروود (Rosewood) و يا ماهوگاني ( چوب درخت ماهون آمريكائي-mahogany) است ، داراي رنگ قهوه اي تيره اي در پشت و كناره ها مي باشد و نوع مرغوب اين گيتار ، از چوب رزوود برزيلي (Brazilian rosewood) ساخته مي شود


اما در گيتار فلامنكو اين قسمتها كم رنگ تر بوده و رنگ آنها در محدوده زرد كم رنگ ( زرد كهربائي) تا نارنجي متمايل به قهوه اي ( كه اخيرا مورد استفاده واقع مي شود ) قرار مي گيرد . نوع چوبي كه در ساخت گيتار فلامنكو به كار مي رود، چوب درخت سرو اسپانيائي (Spanish cyprees) است كه داراي كيفيت و دوام فوق العاده بالا و ثابت بوده و رنگ آن به سفيدي مي گرايد

جنس چوب صفحه روئين (قسمتي كه دهانه صدا بر روي آن قرار دارد) معمولا در هر دو نوع گيتار ،‌ يكسان و از جنس صنوبر (كه سالها خوابيده و كاملا خشك شده) از كشور آلمان يا كانادا است

اما معيار اصلي كه باعث تمايز اين دو نوع گيتار مي شود ، خصوصيت طنين يا رنگ صدا آنها است . يك گيتار فلامنكو داراي صداي زير و در عين حال زبر ، خشن ، فلزي (metallic) و رخنه كننده است .

از طرف ديگر گيتار كلاسيك داراي صداي نرم ، لطيف ، دلپذير و نسبتا بم مي باشد

اين تفاوتها ناشي از آن است كه گيتار كلاسيك از جنس چوب متراكم تر و چگال تري ساخته مي شود و همچنين ساختار داخلي (bracing) آن تفاوتهاي با ساختار داخلي فلامنكو داشته و جعبه صداي آن نيز داراي ارتفاع بيشتري نسبت به گيتار فلامنكو مي باشد

با توجه به همين دلايل و خصوصيات ، گيتار كلاسيك سنگين تر از گيتار فلامنكو مي باشد نكته قابل توجه ديگر اين كه اكشن (action: فاصله بين سيم ها و صفحه انگشت گذاري) يك گيتار كلاسيك معمولا از اكشن گيتار فلامنكو بالاتر است

در گذشته تمامي گيتار ها چه كلاسيك و چه فلامنكو ، براي كوك كردن داراي گوشي هاي چوبي(peg: مانند گوشي هايي كه در ساز ويلن استفاده مي شوند ) بودند . اما امروزه با اختراع گوشي هاي مكانيكي استفاده شده و در ساخت گيتار فلامنكو نيز استفاده از آنها متداول و رايج شده است

از طرفي ديگر ، نوازندگان فلامنكو كه به جنبه سنتي اين موسيقي ارج نهاده و به آن تعصب دارند ، هنوز بر روي گيتار هاي فلامنكو با گوشي هاي چوبي اصرار ورزيده و با هرگونه بدعت و نوآوري و يا به عبارت ديگر تهاجم به قلمرو دست نخورده موسيقي فلامنكو سنتي شديدا مقابله مي كنند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1387 توسط مجید
این یه واقعیت که گیتار ساز مشکلیه و نوازندگی آن با صدائی دلپذیر برای خود یا اطرافیان، مستلزم سعی و کوشش فراوانه که همه اونائی که دست به این ساز زدن، در اوایل چه بسا سالها با مسئله گززدن، دست به گریبان بوده و چه بسا اونو به خاطر همین سختی رها کرده اند.

گززدن گیتار دلایل مختلفی دارد،یکی از اونا میتونه قدرت و استقامت دستهای شما باشه که در شروع همیشه مشکل ساز و نا امید کننده است.خوب، طبیعتاً انسان برای گیتار زدن به دنیا نیومده و نتیجتاً در شروع به این کار با مشکلات و مسائل آن بی شک روبرو خواهد شد و تنها میزان و درجه عشق شما به اونه که باعث میشه مشکلات را حس نکرده و با پشتکاری فراوان روز به روز در آن پیشرفت و صدای گیتار خود را جلا داده و به قول معروف بالاخره گز نزنید.
کما اینکه در گیتار کلاسیک که در سطح بالا، دست چپ بسیار وحشتناک و پیچیده ای دارد شاهد هستیم ، بانوان که منطقاً از لحاظ فیزیکی از آقایان ضعیفتر هستند، جزو بهترین نوازندگان این سبک در دنیا میباشند که بسیار قابل ستایش و تقدیر است!
پس کار نشد ندارد و با صبر و تلاش بی وقفه میتوانید این غیر طبیعی را رام و طبیعی کرده و احساس خود را تر و تمیز برای خود و دیگران بیان کنید.

دلیل دیگه اون میتونه خرابیه گیتارتون باشه.
مثلاً به علت تغییر درجه حرارت در طول سال و میزان رطوبت در هوا و حساسیت چوب استفاده شده در گیتارتان و همچنین با توجه به اینکه گیتاره با لای چهارصدوچهل کوک شده، فشار سنگینی بر روی دسته و خرک، و بواسطه خرک بر صفحه گیتار متحمل میشود،این امکان وجود دارد که دسته یا صفحه گیتارتان زبانم لال حرکت کرده و آنرا به جعبه انگور تبدیل کند.
در اینصورت ممکن است که گیتارتان گز بزند و مقصر شما نباشید ،در این حالت آن را سریعاً تعمیر کرده یا گیتاری نو برای خود بخرید که به صدای غلط آن عادت نکرده تا اگر اشکالی بود در شما باشد نه در گیتار!
لطفاً اگر گیتاری نو برای خود اختیار کردید جعبه انگور یاد شده را هر چه سریعتر در شومینه بسوزانید تا دیگر مگزوز نشود.

علت دیگه علت نیست، بلکه یک واقعیت عمدیست که بسیاری از افراد، حتی در اروپا هم از آن بی اطلاعند.
اگر به کاری علاقه مند هستید، ندانستن نکات آن کار عیب نیست، بلکه نپرسیدن و تحقیق نکردن و نظر دادن در مورد آن بدون اطلاع قبلی عیبه! عیبی که به هیچ کس جز خود شما ضرر نزده و مانع پیشرفتتان میشود!
اون علت، صدائیست که از گیتار فلامنکو خارج شده و به نظر بسیاری از افراد بی اطلاع گززدن نامیده شده است.
لازم به توضیح است که گیتار فلامنکو، گیتار کلاسیک نیست که در آن صدای هر نت میبایست مانند پیانو خالص و مبرا از هر خشی باشد و اصولاً مقایسه این دو ساز اشتباهی بزرگ و نا آگاهانه میباشد!
در گیتار فلامنکو بواسطه تکنیک مخصوص و منحصر دست راست به این سبک، ساخت آن طوری طراحی شده که فاصله شش سیم گیتار از روی خرک تا صفحه مابین پنج تا هشت میلیمتر، و در روی باره دوازده تا سیم اول دوونیم وتا سیم ششم سه ونیم میلیمتر میباشد که این نزدیکی عمدی به دسته گیتار و طبیعتاً باره ها، به هنگام ارتعاش سیمها باعث میشود که صدای نتها با یک زنگ آمیخته شده که جزو شخصیت مهم گیتار فلامنکو میباشد.
این نوای زنگ، که بسیار جذاب و گیراست، در روی همه باره ها بصورت یکسان و هماهنگ وجود دارد.

این زنگ، گزنیست!!!

این نیست که مثلاً آقایCONDE HERMANOS [برادران Conde] یکی از سازنده های گیتارفلامنکو وسط مادرید،
(شهر بهترین گیتاریست های دنیا که فقط با دیدن یه گیتار ارزشش و تو یه دقیقه برات محک میزنن)،
اندازه ها از دستش در رفته باشه و بخواد گیتار کج و کوله مگزوز شدش و به یکی بندازه و با التماس یه زنگ به رفیقش آقای PACO DE LUCIA بزنه و با اصرار اونو قانع به خرید یه جعبه انگور کنه. پاکو هم تو رو در واسی يا رو در بایسی گیر کنه و بگه باشه چون توئی میخرمش و تمام دیسکهامم با اون پر میکنم تا آبروی جفتمون تو کل دنیا بره.
نه جانم هیچ اشتباهی صورت نگرفته و اصلاً و ابداً نگران نباشید چرا که جفتشون خوب و بهتر از من و شما میدونن که جریان ساخت گیتار فلامنکو و طریقه نوازندگیش چیه !!!

در عین حالم نمیگم که باید خودباخته بود و هر کاری که پاکو میکنه رو تقلید کرد!
درست که گیتاری که پاکو استفاده میکنه عالیه، ولی شاید به ذائقه من یا شما خوش نیاد. شاید شما بهترین گیتار و نسبت به سطحی که در آن هستید در دستتون دارید و از آن بی خبر و بیخودی حسرت یه چیز خیالی رو دارید میخورید!
قدرت، توانائی ،تجربه و عضلات دستهای پاکو با من و شما یکی نیست ونخواهد بود و به همین دلیل، هنگام انتخاب یه گیتار باید به خود رجوع کرده و به نسبت سطح فعلی و سلیقه تان ساز خود را انتخاب کنید نه چون فلان مارک گیتار معروف و فلان گیتاریست اونو دستش گرفته و امضاشم کرده پس اون بهترین!
به جرات میتونم بگم، نه که نیست!
در یک کلام خود باخته نباشید. هر نکته رو خودتان هم یک بار تحلیل و بررسی کرده و از بت سازی و پیروی کور کورانه، حتی از یک شخص معروف، شدیداً پزهیزید کنید.

خوب یکم از اصل موضوع دور شدم و میخواستم بگم که:
عزیزان، دوستان، گیتار فلامنکو زنگ داره و بوضوح در خیلی از دیسکها شنیده میشه و اگه شما هم یه گیتار واقعیه فلامنکو دارید، دست نگهدارید،
دست نگهدارید...
بابا اشتباه کردم نندازش تو شومینه،
گیتارت مشکلی نداره..


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 توسط مجید
132 آكورد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 توسط مجید
همونطور که می دونین حفظ کردن نت ها روی دسته ی گیتار خیلی مهمّه . . . بیشتر استادها کلّی از وقت شاگردهاشون رو برای حفظ کردن نت ها تلف می کنن و تازه بعد ار یه مدّتی هم هنرجو ها نمام چیزهایی رو که حفظ کرده بودن فراموش می کنن امّا من می خوام فرمولی بهتون اَموزش بدم که بتونین خیلی راحت و در عرض کمترین زمان تمام نت های روی دسته ی گیتار رو حفظ کنین طوریکه حتّی وقتی گیتار دستتون نیست، هر کسی نت هر فرت از هر سیمی رو که ازتون پرسید خیلی راحت و سریع جواب بدین.

برای شروع کار شما فقط باید نت های روی سیم 1 رو یه خوبی حفظ کنین یعنی هر کسی از شما 1 فرت از سیم 1 رو پرسید سریع نتش رو بگین.

 

 

 

از اونجایی که نت های سیم 1 و 6 یکی هستن پس حالا شما نت های سیم 6 رو هم حفظ هستین؛ حالا می ریم سراغ سیم های دیگه . . .

 دسته گيتار

» سیم 2 :

نت هر فرت از سیم دو دقیقآ با نت منهای 5 یا بعلاوه ی 7 از سیم اوّل یا شش برابره (یعنی نت هر فرت از سیم دو با نت 5 فرت قبل یا 7 فرت بعد از اون، روی سیم اوّل یا شش برابره). خوب به عکس دقّت کنین تا متوجّه منظورم بشین.

 

 

 

هر کدوم از بقیّه ی سیم ها هم مثل سیم دو فرمول مخصوصی دارن که براتون می نویسم.

 

» سیم 3 :

نت هر فرت از سیم سه دقیقآ با نت فرت منهای 9 یا بعلاوی 3 سیم اوّل یا شش برابره.

 

 

 

» سیم 4 :

نت هر فرت از سیم چهار دقیقآ با نت فرت منهای 2 یا بعلاوه ی 10 از سیم اوّل یا شش برابره.

 

 

 

» سیم 5 :

نت هر فرت از سیم پنج هم با نت فرت منهای 7 یا بعلاوه ی 5 از سیم اوّل یا شش برابره.

 

 

 

» همونطور که دیدین روش خیلی ساده و راحتیه . .


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 توسط مجید
حالت ساز:

توصیه می کنم برای شروع کار سعی کنین بیشتر روی حالت نشسته کار کنین. روی یک صندلی که ارتفاع معمولی داره بشینین، پای راستتون رو کمی بلند کنین (یا اینکه چیزی با ارتفاع حدود 10 سانتی متر زیر پای راستتون بذارین)، گیتار رو خیلی راحت روی پای راستتون بذازین و اَروم به بدنتون تکیه بدین. دقّت کنین که ساز باید کمی به طرف بدنتون مایل باشه و بازو و اَرنج دست راست کاملآ روی بدنه ی گیتار قرار بگیرن. این روش باعث بالانس کامل ساز میشه و دست چپ میتونه راحت روی دسته ی گیتار بالا و پایین بره.

 حالت دست چپ:

انگشت شست دست چپ باید کاملآ پشت دسته قرار بگیره بطوریکه اگه کسی از جلو دسته ی ساز رو نگاه کنه نباید بتونه انگشت شست دست چپ شما رو ببینه ضمنآ نباید شست خودتون رو زیاد به دسته ی ساز فشار بدین چون باعث خستگی مچ دست چپ میشه.

انگشت های دیگه ی دست چپ باید به صورت چکّشی روی دسته بشینن طوریکه فقط نوک انگشت با سیم ها تماس پیدا کنه، در غیر اینصورت صدا های تولید شده تمیز و شفاف نیستند.

 حالت دست راست:

مضراب رو باید در دست راستتون بگیرین (با انگشت شست و اشاره) بطوریکه نوک کوچک مضراب به طرف خارج باشه، انگشت های دیگه باید به هم چسبیده و زیز انگشت اشاره قرار بگیرن.

مچ دست راستتون باید کاملآ راحت و بدون گرفتگی باشه و همچنین محلّ برخورد مضراب با سیم ها باید 3 اینچ از پل گیتار فاصله داشته باشه.

دقّت کنین که ساعد راستتون رو با اَرامش و راحت روی بدنه ی ساز بذارین و هیچ فشاری رو وارد نکنین که باعث خستگی مفرط میشه.

روش مضراب زدن:

مضراب نباید نسبت به سیم ها حالت عمودی داشته باشه چون صدای تیز و نامتعارف میده امّا اگه مضرابتون رو نسبت به سیم ها مایل بگیرین صدای تولید شده صاف و شفاف میشه و تعویض سیم ها هم به راحتی انجام می گیره.

بطور کلّی مضراب زدن دو نوع متفاوت داره، مضراب رو به پایین بیشترین کاربرد رو داره و همچنین برای تعویض سیم ها استفاده میشه امّا مضراب رو به بالا زمانی استفاده میشه که نیاز به حرکت های سرعتی و نواختن چندین نت پی در پی احساس بشه.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 توسط مجید
سلام دوستان به در خواست خیلی ها کتاب هایی را برای کسانی که دوست دارند کلاسیک و فلامینگو کار کنند گذاشتم

 

Flamenco Guitar

Luici Marraccini

 

Torrente

Oscar Herrero

 

Flamenco Guitar Basic Techniques

Juan Serrano

 

Flamenco Consert Selections

Juan Serrano

 

 

Flamenco Guitar Solos

Luigi Marraccini

 

  King Of The Flamenco Guitar

Juan Serrano

 

 

Victor Monge"Serranito" In Concert

Victor Monge

(Serranito)

 

Play Solo Flamenco Guitar with Juan Martin

Juan Martin

 

Guitarra Flamenca Paso a Paso

Oscar Herrero

 

Hechizo Libro de partituras

Oscar Herrero
 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم مهر 1387 توسط مجید

تکنيک نواختن با مضراب

براي نواختن گيتار دو حالت وجود دارد كه يكي استفاده از مضراب يا همان پيك ميباشد و حالت بعدي نواختن با انگشتان دست ميباشد حال من ميخوام نواختن با مضراب را به شما آموزش بدم. همان گونه كه اشاره كردم مضراب يا پيك وسيله اي است براي نواختن گيتار گه اندازه هاي گوناگوني دارد كه براي ابتدا از نوع متوسط آن استفاده ميكنيم .تصوير چگونگي گرفتن پيك را در تصوير مشاهده ميكنيم. اما چند نكته در اينجا وجود دارد : سعي كنيد مضراب را بيش ارز حد شل يا سفت نگيريد و نوك مضراب بيش از حد بيرون يا داخل نباشد و همينطور ضربات پيك و دست بايد موازي با سطح گيتار باشد يراي مضراب زدن تا جايي كه ميتوانيد سعي كنيد دست ارقسمت مچ داراي حركت باشد و براي نواختن بهتر است ساعد را به بدنه گيتار تكيه دهيم.

براي پيك دو حالت در نظر گرفته شده:

ضربه رو به پايين(Down strocke)که با علامت ^ نشان ميدهند و ضربه رو به بالا (Up strocke)که با علامت v نشان ميدهند.در پایین تمرينهای مربوط به تکنيک نواختن با مضراب را مشاهده کنيد. در ضمن تکنيک نواختن با انگشتان نيز در قسمت مباحث آموزشی در قسمت سبک فلامنکو وجود دارد( آپاياندو-تيراندو-پيکادو)که ميتوانيد مشاهده کنيد

 


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط مجید



معمولا در گامها ما به یکی از دو حالت زیر بر می خوریم. موارد مشابه را پیدا کنید.

 

فاصله اول همیشه تونیک است.

فاصله پایه تا فاصله دوم اگر یک پرده باشد این فاصله را فاصله بزرگ می گویند.

فاصله پایه تا فاصله سوم اگر دو پرده باشد این فاصله را فاصله بزرگ می گویند.

فاصله پایه تا فاصله چهارم اگر دو ونیم پرده باشد این فاصله را فاصله درست می گویند.

فاصله پایه تا فاصله پنجم اگر سه و نیم پرده باشد این فاصله را فاصله درست می گویند.

فاصله پایه تا فاصله ششم اگر یک چهار ونیم پرده باشد این فاصله را فاصله بزرگ می گویند.

فاصله پایه تا فاصله هفتم اگر پنج و نیم پرده باشد این فاصله را فاصله بزرگ می گویند.

فاصله پایه تا فاصله هشتم اگر شش پرده باشد این فاصله را فاصله درست می گویند.

 

 

 

فاصله اول درست است.

فاصله پایه تا فاصله دوم اگر یک پرده باشد این فاصله را دوم بزرگ می گویند.

فاصله پایه تا فاصله سوم اگر یک و نیم پرده باشد این فاصله را سوم کوچک می گویند.

فاصله پایه تا فاصله چهارم اگر دو ونیم پرده باشد این فاصله را چهارم درست می گویند.

فاصله پایه تا فاصله پنجم اگر سه و نیم پرده باشد این فاصله را پنجم درست می گویند.

فاصله پایه تا فاصله ششم اگر چهار پرده باشد این فاصله را ششم کوچک می گویند.

فاصله پایه تا فاصله هفتم اگر پنج پرده باشد این فاصله را هفتم کوچک می گویند.

فاصله پایه تا فاصله هشتم اگر شش پرده باشد این فاصله را هشتم درست می گویند.

 

پس آنهایی که درست هستند 1 و 4 و 5  و 8  هستند.

بزرگ یا کوچکها هم 2 و 3 و 6 و 7 هستند.

فقط درستها می توانند افزوده یا کاسته هم داشته باشند.

................................................................................................................

خوب بریم سر همون اکوردها

در هر گامی سه اکورد اصلی وجود دارن که معمولا بیس آهنگ روی اونا استوار هست:

1-     آکورد تونیک

2-     آکورد ساب دومینانت (زیر غالب)

3-     آکورد دومینانت (غالب)

به آکوردهای دیگر ان گام اکورد اتفاقی می گویند.

آکورد تونیک اکورد اصلی گام است. و بعد آکورد غالب و در آخر هم اکورد ساب دومینانت

 

یادتونه گفتم از کجا بتونیم مینور بودن رو از ماژور بودن تشخیص بدیم:

می تونیم به آکوردی که آهنگمون باهاش شروع میشه نگاه کنیم. خیلی از اوقات همون اسم گام هست. یه اینکه به سه نتی که گامهای مورد شک مارو تشکیل دادن توجه کنیم ببینیم در مورد کدامیک از اونها نت اول آهنگ توش هست.

توی آهنگهایی که با چندتا ساز شروع میشن. مثل ارکسترها این کار خیلی راحت تر خواهد بود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 توسط مجید

اگه شما هم تو گیتار زدن با پنجه مشکل دارین، اگه ناخن هاتون سریع میشکنن یا صدای ساز به دلخواه نیست پس باید ناخن هاتون رو تقویت کنین. سعی می کنم روشی رو بهتون معرّفی کنم تا بتونین شفاف ترین صدای گیتار رو با پنچه هاتون در بیارین:

 

» ناخن های دست چپ:

تمامی ناخن های دست چپ خودتون رو باید کوتاه کنین و البته همیشه هم کوتاه نگهشون دارین. هر وقت دیدین صدایی که از گیتار تولید میشه گز داره، احتمالآ باید ناخن هاتون رو کوتاه کنین (البته اگه اشکال از انگشت گذاری یا مضراب زنی شما نباشه)

اگه میپرسین چرا باید انگشت شست دست چپ رو هم کوتاه کرد باید تو جوابتون بگم که در سطوح بالاتر و یا در بعضی اَکوردهای پیشرفته از انگشت شست چپ هم برای گرفتن سیم ششم استفاده میشه امّا هنر اَموزهای مبتدی هم بهتره ناخن شست چپ خودشون رو کوتاه کنن چون این کار از فشاری که دسته ی گیتار به شست میاره و بعضی وقت ها هم باعث شکسته شدن ناخن شست چپ میشه کم میکنه.

 

» ناخن های دست راست:

ناخن های دست راست خیلی خیلی مهم تر از دست چپ هستن چون برای نوازندگی بکار میرن. خیلی از دوستان فکر می کنن برای نوازندگی گیتار باید ناخن هاشون رو تا حدّ امکان بلند کنن امّا اینطور نیست، ناخن های دست راست شما باید به مقداری بلند باشن که وقتی کف دستتون رو جلوی چشمتون میگیرین فقط حدود 3 میلی متر از ناخنتون دیده بشه.

لبه های تیز ناخن هاتون رو حتمآ بگیرین چون موقع نوازندگی باعث میشه سیم ها به ناخن هاتون گیر کنن.

اگه ناخن هاتون زود میشکنن و در برابر سیم مقاومت نمیکنن یا خم میشن توصیه می کنم از بادام زمینی استفاده کنین چون اثر معجزه اَسایی روی مقاومت ناخن هاتون داره، علاوه بر این ناخن هاتون رو هر روز به مدّت 5 تا 10 دقیقه توی محلول آب نمک اشباع بذارین، این کار علاوه بر افزایش مقاومت ناخن ها باعث سفیدی و زیبایی اونا هم میشه.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور 1387 توسط مجید
ساختار ریتمیک و هارمونیک بلوز

اکثر آهنگهای بلوز ریتم 4/4 دارند. استفاده از نتهای استاکاتو و آکوردهای سنکوپ دار رایج است. Triplet (نواختن سه نت در یک ضرب) زیاد به کار می رود و نتهای چنگ (1/8) اغلب با ریتم سوئینگ (Swing) نواخته می شود1.


ساختار هارمونیک بلوز از یک الگوی ساده 12 تایی پیروی می کند که آن را اصطلاحاً Twelve Bar Chord Progression می نامند. قالب اصلی این ساختار تشکیل شده از 12 میزان (Bar) که تا انتهای آهنگ تکرار می شود و در آن تنها از سه آکورد استفاده می شود، یعنی در جات V , IV, I در یک گام بزرگ.

آکورد I آکوردی است که بر روی نت پایه (Root یا Tonic) گام ساخته می شود. مثلاً اگر تنالیته آهنگی سل ماژور باشد آکورد I آن آکورد سل ماژور (G Major) خواهد بود.

آکورد IV آکوردی است که بر روی نت چهارم گام (Subdominant) بنا می شود مثلاً درجه چهارم گام سل ماژور نت «دو» ( C) و آکورد IV همان آکورد دوماژور (C Major) است.

آکوردV هم بر مبنای درجه پنجم گام (Dominant) قرار دارد. مثلاً درجه پنجم گام سل ماژور نت «ر» (D) و آکورد V در این تنالیه آکورد رماژور (D Major)است. ترتیب قرارگیری این آکوردها درالگوی 12 تایی در ساده ترین صورت خود همانند شکل اول است.

همان طور که می بینید در چهار میزان اول از آکورد I استفاده می شود و در دو میزان بعدی آکورد IV و سپس دو میزان آکورد I داریم. در میزان های نهم و دهم و یازدهم به ترتیب آکوردهایV و IV و I به کار می رود که این قسمت را اصطلاحاً V-IV-I Transition می نامند.


نمونه ملودی برای بلوز 12 میزانی در گام C

اگر آهنگ به انتها رسیده باشد روی آکورد پایه ( I) فرود می آید و در میزان دوازدهم آکورد I را خواهیم داشت ولی اگر قرار باشد چرخه 12 تایی ادامه یابد معمولاً در میزان دوازدهم آکورد V بکار می رود این آکورد ( V) بعلت احساس تعلیق و انتظاری که ایجاد می کند شنونده را در انتظار شروع چرخه بعدی قرا رمی دهد. به این قسمت از قالب 12 تایی اصطلاحاً I-V Turnaround گفته می شود. قطعه زیر مثالی از این قالب استاندارد در گام سل ماژور است.


ساختار هارمونیکی که توضیح داده شد رایج ترین ساختار مورد استفاده در بلوز است ولی می توان در همین قالب تغییرات کوچکی نیز ایجاد کرد. مثلاً در برخی آهنگهای قدیمی بلوز قبل از جنگ (Prewar Blues) در میزان نهم به جای آکورد V از آکورد IV استفاده شده است یا به علت طولانی شدن آکورد I در ابتدای آهنگ می توان در میزان دوم به جای آن از آکورد IV استفاده کرد که به این حالت Quick Change گفته می شود. به یک نمونه بلوز 12 Bar در گام سل ماژورهمراه با Quick Change در میزان دوم گوش دهید:



نمونه ملودی برای بلوز 12 میزانی در گام C

فرم رایج دیگر در بلوز Eight Bar Chord Progression است که به شکل زیر است.

قالب 8 تایی بیشتر در Folk-Blues و Jazz -Blues وRock-Blues به کار می رود و در عمل چیزی شبیه این خواهد شد:


قالب های ساختاری گفته شده را می توان به صورت 10 تایی ، 14 تایی یا 16 تایی نیز در آورد. به هر حال ساختارهای اصلی به همان گونه است که شرح داده شد.

این که ساختار 12 تایی مذکور چگونه و در چه زمانی وارد بلوز شده مشخص نیست ولی می دانیم که در هیچ یک از انواع موسیقی که همزمان با بلوز وجود داشتند یا به وجود آمدند چنین الگوی خاصی به کارنمی رفته است. مزیت اصلی ساختار منحصر به فرد بلوز این است که تنها از سه آکورد استفاده می کند و پیچیدگی هارمونیک ندارد. این سادگی ساختاری و یادگیری آسان بلوز به رواج و محبوبیت آن کمک زیادی کرده است به خصوص که آکوردهای استفاده شده در آن به راحتی قابل پیش بینی است.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور 1387 توسط مجید
یک گام بلوز در نسخه استاندارد شامل نتهایی با فاصله های پایه، سوم کوچک، چهارم درست، چهارم افزوده، پنجم درست و هفتم کوچک است.

بعنوان مثال اگر بخواهید بر پایه نت فا یک گام بلوز اجرا کنید باید نتهای F, Ab, Bb, B, C, Eb, F را اجرا کنید. اما نباید فراموش کرد آنچه حس بلوز را به موسیقی می دهد نحوه نواختن و اکسنت هایی است که به گام داده می شود. چنانچه خیلی ساده با کشش مساوی نتها نواخته شوند شاید حس خاصی بعنوان بلوز ایجاد نکند اما اگر با حالت و مایه های سوئینگ اجرا شود یقینا" تفاوت بسیاری می کند.

فاصله های متداول مورد استفاده در یک گام بلوز

به همین ترتیب اگر بخواهید می توانید این گام را بر پایه Bb با این نتها اجرا کنید : Bb, Db, Eb, F, Ab, Bb.

نکته مهم و جالب این است که شما می توانید گام استاندارد بلوز را با هارمونی ماژور و مینور یکسان استفاده کنید بنابر این تفاوتی نمی کند که شما آکورد پایه بزرگ یا کوچک گرفته گام بلوز را اجرا کنید. بخصوص هنگامی که آکورد ماژور گرفته اید هرگز نگران سوم کوچکی که در گام بلوز وجود دارد نباشید.

اتفاقا" موضوع کاملا" برعکس است و گاهی نوازندگان برای یک هارمونی مینور بجای استفاده از گام بلوز از مد دورین استفاده میکنند. مثلا" روی آکورد رمینور که می توانند گام بلوز مانند : D, F, G, Ab, C, D را اجرا کنند، اقدام به اجرای ساده گام ر دورین می کنند.

F Blues up/down

بسیاری از نوازندگان برای اجراهای خاص خود ممکن است تغییرات زیادی در یک گام استاندارد بلوز ایجاد کنند. بعنوان مثال به یک گام بلوز روی F که راجع به آن صحبت کردیم می توان نتهای G, A و D را اضافه کرد و از نتیجه بدست آمده استفاده مناسبتری کرد. هرچند اگر این گام را بصورت رفت و برگشت اجرا کنید کمی غیر عادی بنظر می رسد اما نوازندگان موسیقی جز و بلوز به کررات از قسمتهایی از این گام استفاده میکنند.

اما هارمونی موسیقی ای که بصورت بلوز ابتدایی و 12 میزانی روی آن اجرا می شود، برای پایه فا معمولآ از آکوردهای F7, Bb7 و C7 تشکیل شده است. توالی آکوردها معمولآ بصورت ابتدایی و استاندارد به اینصورت است :

|| F7 | F7 | F7 | F7 | Bb7 | Bb7 | F7 | F7 | C7 | Bb7 | F7 | C7 ||

همانطور که مشاهده می کنید نواختن مثلا" چهار میزان آکورد F7 برای شنونده بسیار خسته کننده خواهد بود برای همین منظور اغلب واریاسیون هایی در هارمونی داده می شود که پراستفاده ترین آنها عبارتند از :

A: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bb7 | F7 | D7 | Gm9 | C7 | F7 | Gm,C7||
B: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bdim | F7 | Am,D7 | Gm | F7 | Am,D7 | Gm,C7||
C: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bdim | F7 | Am,D7 | Gm,C7 | Dbm,Gb7 | F7,D7 | G7,C7||

از دیگر هارمونی های معروف بلوز باید به Bird Blues اشاره کرد که ابداع اولیه آن به هارمونی ای که چارلی پارکر در قطعه Blues for alice استفاده کرده است بر می گردد. او اینگونه می نوازد :

|| F7 | Em,A7 | Dm,G7 | Cm,F7 | Bb7 | Bbm | Am | Abm | Gm | Gm | C7 | Am,D7 | Gm,C7||

چند نکته مهم
یکی از مهمترین نکاتی که در اجرای موسیقی بلوز باید آنرا رعایت کرد تغییر آکورد ها در میزانهای کش دار و یا میزانهایی که دو بار آکورد عوض می کنند است. معمولا" نوازندگان مبتدی برای راحتی آنها را رعایت نمی کنند و به دلیل ضعف در بیان ملودی بدیع، نهایتا" موسیقی زیبا شنیده نمی شود اما اگر هارمونی متغیر باشد بسادگی می تواند ملودی ضعیف را پوشش دهد.

هنگامی که آکوردها را عوض می کنید سعی کنید روی سوم و هفتم آنها بداهه نوازی کنید اما در عین حال از سایر نتها هم استفاده کنید.

اگر نوازنده پیانو هستید، هرگز - یا حتی المقدور - از آکوردهای بسته سه نتی برای هماهنگی استفاده نکنید. امروزه کاربرد هارمونی های دو نتی بسیار طرفدار دارد و در عین حال خیلی خوش صدا است بنابراین برای آکورد F7 مثلا" از نتهای A و Eb استفاده کنید یا برای Bb7 از Ab و D و ...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط مجید

 

راهنمای ریتم 6/8 اسلو راک :

این ریتم از 8 ضرب تشکیل شده است

ضرب اول روی سیم های باس و به صورت نت پایه هر آکورد با انگشت P و با زمان سیاه

ضرب دوم روی سیم های زیر از بالا به پایین و با انگشت i ( و به همراه m ) و با زمان دولا چنگ

ضرب سوم روی سیم های زیر از پایین به بالا و با انگشت i ( و به همراه m ) و با زمان دولا چنگ

ضرب چهارم روی سیم های زیر از بالا به پایین و با انگشت i ( و به همراه m ) و با زمان دولا چنگ

ضرب پنجم روی سیم های زیر از پایین به بالا و با انگشت i ( و به همراه m )و با زمان دولا چنگ

ضرب ششم روی سیم های باس و به صورت نت پایه هر آکورد با انگشت P و با زمان سیاه

ضرب هفتم روی سیم های زیر از بالا به پایین و با انگشت i ( و به همراه m)و با زمان سیاه

ضرب هشتم روی سیم های زیر و از بالا به پایین و با انگشت i (و به همراه m) و با زمان سیاه


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط مجید

اميد وارم خشتون بياد . ريتم ساده اي اما بازم طبق معمول تمرين مي خواد .

اين ريتم تشکيل شده از ۴ ضرب که بصورت زير زده مي شه.

ضربه ۱: از بالا به پايين و با تاکيد بيشتري بر روي سيمهاي باس (و بهتره با نگشت p نواخته بشه )

ضربه ۲: از پايين به بالا و با انگشت i و با تاکيد بيشتر بر روي سيمهاي تريبل

ضربه ۳: اين ضربه سکوته بصورتي که وقتي دست بعد از ضربه ۲ بالا مي ياد هم زمان با کف دست و انگشت i روي سيم ها مي کشيم بشکلي که صداي تقريبا به صورت چپ ايجاد بشه .

اما ضربه ۴: اين ضربه مانند ضربه ۲ مي باشد .

اميد وارم خشتون بياد و بدردتون بخوره

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط مجید
سلام

امروز ميخوام يه تکنيک زيبا رو براتو ن بگم اميد وارم بدرد بخور باشه .


تکنيک پيکادو(ضربه زدن)

در تکنيک پيکادو ٫ جمله هاي تک نتي با ضربات متوالي انگشتان دست راست بصورت آپياياندو نواخته ميشود.رايج ترين شکل پيکادو ٫ استفاده از ضربات پشت سر هم انگشت i وm هست . اين تکنيک براي ملودي هاي اروم هم استفاده مي شه .طبق معمول اگر روي اين تکنيک هم تمرين داشته باشيم مي تونيم به حدي برسيم که تک نتها رو هم بتونيم با سرعت با لا اجرا کنيم .در فلامنکو تک نتها بصورت آپياياندو زده ميشود نه بصورت تيراندو . و تناوب تکرار براي انگشتان اشاره و وسط مهم است يعني بايد بصورت يکي در ميون به سيم ضربه بزنند در غيره اينصورت پيکادو ما براي انگشت اشاره و وسط اشتباهه .وهمينطور حالت دست راست براي اين تکنيک به صورت تکنيک آپياياندو است

نکته:مفاصل انتهايي انگشتان کمي بالا تر ٫ وپشت دست موازي با صفحه صدا گيتار است وهيچ گونه حرکتي در مفاصل انگشتان نداريم ..
موقعيت انگشت شصت در اين تکنيک:زماني که ضربات روي سه سيم تريبل زده مي شه انگشت شصت روي سيم ۶ قرار مي گيره ولي زماني که ضربات روي سه سيم باس زده مي شه انگشت شصت مقداري بالاتر قرار مي گيره .يک نکته بسيار مهم که داشت يادم مي رفت اينکه ضربات بايد از مفصلهاي اخري صورت بگيره يعني در اين تکنيک بايد از ۲ بند آخر انگشتانمان استفاده کنيم.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط مجید
رسگوادوي ۳ تايي (آبانيکو)
راسگوادوي ۳ تايي که توسط انگشت شستp و انگشت وسطm اجرا ميشود در فلامنکو جزء پر استفادترين تکنيکها ميباشد و امروزه اثر کاملا ريتميک آن باعث محبوبيت بين نوازندگان گيتار فلامنکو شده است.چگونگي اجراي آن بصورت زير است :
۱- در ابتدا شست با ضربه رو به بالا تمام سيمهائي را که نت آکورد را تشکيل ميدهند٫ با قدرت به صدا در مياورد (مثلا در آکورد فا ماژور ۶ سيم به صدا در ميايد)
۲- سپس انگشت وسط با ضربه رو به پايين سيمها را به صدا در مياورد.
۳- و در پايان٫ ضربه رو به پايين شست اجراء ميگردد.
در اين راسگوادو نيز بايد توجه داشت که تک تک ضربات بايد به طور واضح قابل شنيدن باشد و همچنين فاصله زماني بين ضربات نيز بايد مساوي باشد. در ابتدا اين تکنيک را آهسته اجرا کرده و سپس به سرعت خود مي افزاييد در ضمن بايد در هنگام تمرين از ضرب پا و شمارش ويا مترونوم استفاده کنيد.در اين راسگوادو نه تنها هماهنگي بين انگشت وسط وشست مهم است بلکه حرکت خود دست از ناحيه مچ نيز بسيار مهم است . نکته ديگر که مهم است اينکه دست بايد از ناحيه مچ به اندازه اي خم شود که شست بتواند در خطي عمودي ضربه وارد کند.
براي اينکه شست و انگشت وسط در هنگام اجراي ضربات در حا لتي صحيح قرار داشته باشد بايد مچ دست سست باشد تا بتوانيم دست را ازادانه از قسمت مچ تاب دهيم. بدين ترتيب نوعي حرکت رفت وبرگشت و همچنين تا حدي چرخشي ( که به هنگام اجراء از ديد نوازنده در جهت عقربه هاي ساعت است خواهد بود) در مچ دست ايجاد ميگردد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط مجید
تريمولو يكي از تكنيكهاي تكنوازي گيتار ميباشد كه توسط آن صداي گيتار شبيه به صداي دو ساز بطور همزمان بگوش ميرسد . يكي از اين دو ساز ملودي رواني را با صداي زير مينوازد كه حالت اين صداي ممتد مانند ساز ماندولين توسط تكرار بسيار سريع نت ها ايجاد ميشود. ساز ديگر كه با صداي بم اجرا ميگردد نقش همراهي ريتميك را بعهده داشته و يا ملودي ديگري را در تضاد مينوازد.
تقويت تكنيك دست راست:
از انجايي كه تريمولو ابزاري عالي براي تقويت تكنيك دست راست ميباشد آن را در اين مرحلهء نسبتا مقدماتي به شما معرفي ميكنيم براي اجراء اين تكنيك حركات شست و ديگر انگستان بايد كاملا مستقل از يكديگر بوده و هر كدام بخوبي تحت كنترل قرار گيرند. اگر بخواهيد تريمولو را بسرعتي بنوازيد كه كاملا حس شود بايد تمرينهاي بسيار زيادي انجام دهيد با اين وجود اگر بتوانيد حتي از همين حالا آن را بسيار اهسته ولي با ريتمي موزون و با حركات مستقل شست و انگشتها بنوازيد ميتوانيد مطمئن باشيد كه خيلي سريع تكنيك دست راست شما پيشرفت خواهد كرد.

تريمولو به شيوه فلامنكو:
در اين نوع در هر ضرب 5 نت اجرا ميشود كه در آن شست ابتدا يك نت بم مينوازد (بصورت آپاياندو) و به دنبال آن 4 انگشت ديگر به ترتيب يك نت زير را با تكنيك تيراندو به صدا در مياورند بطور كلي ترتيب انگشتان در اين تكنيك به اينصورت است:
P . i . a . m .i
تريمولو به شيوه كلاسيك:
تنها تفاوت تريمولو به روش كلاسيك با تريمولو به روش فلامنكو اينست كه در تريمولو به روش كلاسيك در هر ضرب 4 نت اجرا ميشود كه ترتيب انگشتان به اينصورت است:
P . i . a . m

چند نكته مهم:
براي خلق يك ملودي روان و پيوسته بايد ريتم را يكنواخت و موزون نگه داريم.ضربات انگشتان بايد بطور مجزا و با مقدار نيروي مساوي صورت گيرد بصورتي كه صداي هر ضربه به يك ميزان بوده و همچنين فواصل بين ضربات بايد مساوي باشد.ميتوانيم تريمولو را آرپژ بروي يك سيم تشبيه كرد كه با اين نوع نگرش شما ميتوانيد فواصل بين نتها را با دقت بيشتري رعايت كنيد.در ابتدا بايد آنرا اهسته تمرين كنيد كه فواصل بين نتها مساوي باشند . دست خود را سست نگهداريد و انگشتانتان را از بند ها حركت دهيد. بعد از اينكه تريمولو را بروي سيم 1 اجرا كرديد و خوب حرفه اي شديد شديد ميتوانيد آنرا به روي سيم 2 و 3 نيز اجرا كنيد كه كمي مشكلتر است
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط مجید
آرپژ دوبل
اين تكنيك دست راست كه توسط دون رامون مونتايا به سطوح بالاي ذوقي وهنري ارتقا پيدا كرد٫ در فلامنكو بسيار مورد استفاده قرار ميگيرد تا به صداي آرپژ ظرافتي خواص بخشيده و در عين حال آنرا به زيبايي پر ميكند.هرآرپژ داراي 6 نت ميباشد كه درآن شست يك نت بم را با تكنيك آپاياندو به صدا در مياورد و بعد از آن انگشتهاي i m a m i به نوبت با تكنيك تيراندو 3 سيم زيربه صدا در ميآورد هر آرپژ بصورت يك گروه 6 نتي است و عدد 6 در بالاي هر يك از اين گروهها مشخص ميكند كه هر 6 نت مجموعا معادل يك ضرب طول ميكشد. پس يك آرپژ دوبل از ضربات p i m a m i تشكيل شده كه به ترتيب اجرا ميشود (از چپ به راست) .

نكته مهم در اينجا اينست كه بايد فاصله بين نتها وهمچنين قدرت نواختن نتها با هم برابر باشد. در ابتدا بايد آنرا به آرامي اجرا كرد و كم كم به سرعت خود بيافزاييم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387 توسط مجید
کوک کردن گيتار
براي كوك كردن گيتار روشهاي مختلفي وجود دارد از جمله استفاده از تيونر الكتريكي و...اما متداولترين و مهمترين آن اينست كه خود شما بتوانيد بدون استفاده دستگاهي و يا هر چيز ديگري گيتار خود را بصورت فرضي كوك كنيد چرا كه ممكن است مدتهاي بسياري گيتاري در دست بگيريد و هيچ يك از لوازم كوك كردن گيتار با شما نباشد آنوقت چيكار ميكنيد؟؟؟ در اين مبحث كوك كردن گيتار را بصورت فرضي به شما آموزش ميدهم در اين روش ممكن است گيتار شما بر اساس نتهاي دقيق موسيقي كوك نباشد مثلا بجاي اينكه سيم يك شما نت (مي) باشد در روش فرضي بروي نت (فا) يا هر نت ديگه اي كوك شود اما از انجايي كه در اين روش تمام سيمها بر مبناي سيم يك كوك ميشود بنابراين كوك صحيح و فرضي خواهيم داشت.مي دانيم كه سيمهاي گيتاردر حالت آزاد از بالا به پايين ( مي لا ر سل سي مي) ميباشد در اين روش ابتدا سيم يك خود را تا حدي سفت ميكنيم يا آنكه به همان حالت آنرا رها ميكنيم حال بر فرض آنكه سيم اول ما نت (مي) باشد سيم دوم را با سيم يك كوك ميكنيم به اينصورت كه انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 2 قرار ميدهيم وسعي ميكنيم كه آنقدر سيم 2 را شل و يا سفت كنيم كه نتي كه بروي اين فرت قرار گرفته با سيم يك هم صدا شود( براي جلوگيري ازاحتمال پاره شدن سيم سعي كنيد اول سيم 2 رو شل كنيد و سپس به تدريج سيم را سفت كنيد تا نتي كه بروي اين فرت ثرار دارد با سيم 1 هم صدا شود) بعد از همصدا شدن نتي كه بروي فرت 5 سيم 2 قرار دارد با سيم يك , زمان كوك كردن سيم 3 بر اساس سيم 2 ميباشد كه در اين زمان شما انگشت خود را بروي فرت 4 سيم 3 قرار ميدهيد و سعي ميكنيد( بر اساس آنچه كه براي سيم قبل گفته شده ) نتي كه بروي اين فرت قرار گرفته شده را با سيم 2 همصدا كنيد.حال بعد از كوك كردن سيم سوم ما كه نت (سل) است , سيم 4 را بر اساس سيم 3 كوك كنيم كه در اين حالت انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 4 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه كه صداي اين فرت با صداي سيم 3 هم صدا شود در مورد سيم 5 نيز بعد از كوك كردن سيم 4 كه نت (ر) ميباشد انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 5 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه صداي اين فرت با صداي سيم 4 هم صدا شود و بعد آن نوبت كوك كردن سيم 6 ميباشد كه آنرا با سيم 5 كه نت (لا) ميباشد كوك كنيم با اين صورت كه انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 6 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه صداي اين فرت با صداي سيم 5 همصدا شود بنابر اين سيم 6 ما نيز كه نت (مي) ميباشد نيز كوك ميشود .در صورتي كه ميخواهيد كوك دقيقي داشته بايد سيمها را بطور دقيق كوك كنيد چرا كه اگه يك سيم را اشتباه كوك كنيد از آنجايي كه اين سيم مبنايي است براي كوك كردن سيمهاي ديگر بنا براين, كوك نادرستي خواهيم داشت در اين وبلاگ برنامه اي براي كوك كردن گيتاروجود دارد كه ميتوانيد گيتار خود را با استفاده از يك ميكروفون كوك كنيد كه كوك بسيار دقيقي خواهيد داشت به اين صورت كه بعد از نصب برنامه و قرار دادن فيش ميكروفون در قسمت كارت صدا, ميكروفون را در مقابل گيتار قرار ميدهيد بطور مثال اگر بخواهيم سيم يك را كه نت (مي) ميباشد را تنظيم كنيم با زدن ضربه بروي اين سيم برنامه به شما ميگويد كه سيم يك شما چه نتي است و در صورتي كه نت مرود نظر نبود با شل وسفت كردن سيم1 به نت اصلي آن كه نت (مي) است ميرسيم. اين يك برنامه كاملا مفيد ميباشد كه اميدوارم مورد استفاده قرار بگيرد در اين روش هم براي جلوگيري از احتما پاره شدن سيم سعي كنيد سيمها را قبل از كوك كمي شل كنيد سپس بتدريج آن را محكم كنيد تا به نت مورد نظر برسي
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387 توسط مجید


خوب در درس اول در مورد نت شناسي روي دسته کار کرديم. اميدوارم که تمرين کرده باشيد تا
کاملا به اون مبحث 
تسلط داشته باشيد. اهميت نت شناسي روي دسته گيتار خيلي زياد هستش. براي در آوردن آکوردها، براي شناسايي طرح کلي آکوردها و... پس پيشنهاد ميکنم اگر در مورد نت شناسي روي دسته گيتار مشکلي داريد ابتدا به اون مبحث تسلط پيدا کنيد.

درس امروز ما همونطور که قبلا گفتم در مورد (آکورد شناسي) هستش.

آکوردها چند نوع هستند. ۱- دو صدايي که ۲ نت رو در بر داره. ۲- سه صدايي که ۳ نت رو در بر داره. ۳- چهارصدايي که ۴ نت رو در بر داره ۴- پنج صدايي که ۴ نت رو در بر داره. تمامي اين نتها به صورت همزمان هستند. حالا در تعريف ميگم...

در ميان آکوردها، آکوردهاي سه صدايي کاربرد بيشتري دارند. اين آکوردها از سه نت تشکيل ميشن که با (فواصل معين)‌نواخته ميشن. (يعني به طور پشت سر هم و طي يک فواصل معين)
اين آکورد انواع مختلف داره...

 

  1. ماژور (بزرگ يا شاد(
  2. مينور (کوچک يا غمگين(
  3. کاسته (Diminished)
  4. افزوده (Augment)
  5. SUS 4
  6. SUS 2



ما فعلا به آکوردها ماژور و مينور ميپردازيم...

قاعده آکوردهاي ماژور :

فواصل بين نتها در آکوردهاي ماژور به اين صورت هستش...

نت اول ....۲ پرده.... نت دوم ....۵/۱ پرده.... نت سوم...
يعني بين نت اول و نت دوم ۲ پرده فاصله هست و بين نت دوم و نت سوم ۵/۱ پرده فاصله هست.
حالا من ۲ تا مثال ميزنم...

مثلا در آکورد دو ماژور C ما اين نتها رو داريم...

دو ....۲ پرده.... مي ....۵/۱ پرده.... سل

ملاحظه ميکنيد که بين دو تا مي ۲ پرده فاصله و بين مي تا سل ۵/۱ پرده فاصله وجود داره. به اين آکورد ماژور گويند و چون با نت دو شروع ميشه ميگن دو ماژور...
مثالي ديگه...

مثلا آکورد سل ماژور G: خوب پس طبق قاعده اولين نت ما بايد سل باشه... پس از سل ۲ پرده به جلو ميريم تا به سي برسيم. اين دومين نت ماست. حالا ۵/۱ پرده ديگه ميريم جلو تا به (ر) برسيم. اين شد نت سوم ما. پس ترتيب اين نتها به اين شکل ميشه.

سل ...۲پرده... سي ...۵/۱ پرده... ر

اين در مورد آکوردهاي ماژور که بعدا باز به آنها ميپردازيم. در اين درس صرفا هدف آشنايي با اين آکوردهاست.

حالا به آکوردهاي مينور ميپردازيم.

قاعده آکوردهاي مينور:

قاعده آکوردهاي مينور دقيقا برعکس آکوردهاي ماژور است. يعني بين نت اول و دوم ۵/۱ پرده فاصله و بين نت دوم و سوم ۲ پرده فاصله هستش...

به طور مثال در آکورد دو مينور (Cm) داريم:

دو ....1/5 پرده.... ر# ....۲ پرده.... سل

ملاحظه کرديد که چون آکوردما دو مينور هست پس با دو شروع ميکنيم و ۵/۱ پرده جلو ميريم تا به ر# ميرسيم! يعني نيم پرده جلوتر از - ر - . بعد ۲ پرده ديگه جلو ميريم تا برسيم به سل. و مجموعه اين نتها آکورد دو مينور رو ميسازه.

يا در آکورد لا مينور داريم:

لا ....۵/۱ پرده.... دو ....۲ پرده.... مي

پس قاعده شروع نتها مانند ماژورهاست. يعني نت اول مشخص کننده نام آکورد است و بلعکس.
در آکوردهاي مينور براي اينکه نشان بديم که آکورد مينور هست جلوي نام آن يک m کوچک ميذاريم. مثلا لا مينور (Am) يا ر مينور (Dm) و ...

نکته مهم!!!
آکوردهاي مينور و ماژور تنها در نت وسط با هم تفاوت دارند و نتهاي اول و آخر آنها يکيست.
به اين صورت که اگر نت دوم آکورد مينور را ۵/. پرده به سمت صداي زير ببريم (جلو) تبديل به آکورد ماژور خودش ميشود.

اين مباحث در مورد آکوردشناسي بود.
پس تا همينجا درس رو نگه ميداريم تا درس بعدي... اين مباحث رو تمرين کنيد تا انشاا... در اين مبحث هم بتونيد موفق باشيد.

درس بعدي ما آموزش آکوردها و تمرين بر روي اونهاست... معرفي چند آکورد و...

پس تا درس بعدي...

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387 توسط مجید


به اميد خدا قرار شد که از امروز کار آموزش گيتار رو شروع کنيم... من سعی ميکنم مطالب رو کاملا واضح بيان کنم... طوری که اگر کسی حتی تازه ميخواد شروع به يادگيری کنه براش سخت نباشه.
قرار بود که آموزش پاپ رو داشته باشيم... پس من قبل از همه چيز يه تعريف کوتاه از موسيقی پاپ بکنم تا يه ضمينه داشته باشيم.

موزيکی پاپ در حقيقت موزيک و موسيقی عمومی و مردمی هست. در موسيقی پاپ ما بيشتر کارمون با آکوردها و ريتمهاست... شايد اين تصور در ذهن پيش بياد که پاپ سبک راحتی هستش... اما در حقيقت هر سبکی دشواری خودش رو داره. سرعت عمل... دقت و شايد بشه گفت که قدرت در سبک پاپ شرطهای الزامی هستند. البته در مورد اين سبک توانايی تغيير در سبک و روشهای آموزش زياده. در مورد ريتمها هم تنوع ريتمها بسيار زياده. اما تنها چيزی که در
سبک پاپ اهميت فوق العاده ای داره حفظ آهنگ و وزن آهنگ هست که اين توانايی بالايی و در عين حال قابل کسبی رو ميخواد. هر کس که اراده کنه و تمرين رو در درجه اول کارها و اهداف خودش قرار بده بی شک ميتونه در موسيقی و در هر کار ديگری موفق باشه. با اميد به اينکه بتونم گامی در جهت آشنا شدن شما با سبک پاپ داشته باشم درسمون رو شروع ميکنيم.

يه چيزی رو يادم رفت بگم... مطمئنا من در کارم اشکالاتی دارم. دوست دارم رک و راست بهم بگيد و از اساتيد ديگری هم که اين آموزشها رو احتمالا ميخونن خواهش ميکنم اگر جايی موردی داشت يا من اشتباه گفتم تذکر بدن که خدايی نکرده اشتباهی پيش نياد.
در آخر هم از لطف آقا حامد تشکر ميکنم که هميشه حامی بودن.

خوب درس رو از نت شناسی در موسيقی و طرح کلی اونها شروع ميکنيم.

در موسيقی ما يک طرح کلی از نت ها داريم که طی فواصلی از يکديگر قرار ميگيرند. اين فاصله ها به شکلی هستند که فاصله ۲ نت مجاور ۵/۰ پرده هستش. در کل من ۱۳ نت داريم. شکل قرار گيری اين نتها به اين شکل هست:

ر –دو- سی -لا -سل –فا- می- ر- دو

DO- RE- MI- FA- SOL- LA -SI

تمامی فاصله بين اين ۲ نت ۱ پرده هست به جز فواصل بين(mi) تا (fa) و (si) تا (do).

درسته قبلا گفتيم که فاصله بين هر ۲ نت نيم پرده هست. اما بين اين نتهايی که نتهای پايه موسيقی هستند نتهای ديگری هم وجود دارند که فواصل بين نتها رو نصف ميکنند. البته باز هم همان استثناها وجود داره. يعنی بين (mi) تا (fa) و (si) تا (do) نت ديگری وجود نداره.

اين نتهايی که اين فواصل رو نصف ميکنن توسط ديز که با شکل (#) نشان داده ميشود و بمل که با شکل (‌b) نشان داده ميشود نشان داده ميشود. ديز همواره نيم پرده به جلو ميبره و بمل نيم پرده به عقب... به طور مثال فاصله بين نتهای (sol) تا (la) رو نتهای (sol#) و(lab) پر کرده این که البته این 2 نت یکی هستند و 2 تا به حساب نمیان. این نتها این فاصله یک پرده میان 2 نت پایه رو به 2 نیم پرده نقسیم میکنند.
پس در حقیقت در مورد استثنا ها (می#) همان (فا) میشه. چون فاصله بین (می) و (فا) نیم پرده بود و وقتی (می) توسط (#) نیم پرده جلو بره میشه همون (فا(

خوب این در مورد طرح کلی نتها بود. حالا در مورد گیتار صحبت میکنیم.

اول از همه بگم که به 3 سیم بالای گیتار که صدای بم دارن میگن Bass و به 3 سیم نایلونی پایین گیتار که صدای زیر میدن میگن String.

طریقه شمارش سیمها هم از اول سیم از پایین هست و تا آخرین سیم Bass که سیم 6 هست ادامه پیدا میکنه. طرح نتها در سیمهای گیتار به این شکل هست:

String 1 :سیم (1) : می زیر : E

String 2 : سیم (2) : سی : B
String 3 : سیم (3) : سل : G
Bass 1 : سیم (4) : ر : D
Bass 2 : سیم (5) : لا : A
Bass 3 : سیم (6) : می بم : E

ملاحظه میکنید که صدا از بالا یعنی از سیم 6 به پایین رو به بم شدن میگذاره.
نت ها از سیم 6 به پایین به شکل زیر میشه : می لا ر سل سی می.
که برای بهتر حفظ شدن این نتها اون رو به این شکل میخونن: ملا رسول سیمی:

حالا اگر بخوایم یک فرت (Fret) دلخواه روی دسته و روی یک سیم دلخواه رو انتخاب کنیم و نام نت اون رو بدونیم باید به طریقه زیر عمل کنیم.


فرت همان میله های فلزی باریکی هست که روی دسته رو به فواصل متعدد تقسیم میکنه

 

-1 نت اون سیم رو در نظر میگیریم. از روی کوکها که در قبل توضیح دادم! (همان نت سیمهایی که گفته شد!) (برای ابتدا از روی طرح کلی نتها)

-2 با توجه به این که فاصله هر فرت نیم پرده هست و با توجه به طرح کلی نتها که در ابتدا گفته شد، نیم پرده نیم پرده به سمت پایین دسته میرویم تا به نت دلخواه برسیم.
به طور مثال فرت ده روی سیم چهار نت (دو) میباشد. توجه داشته باشید که کوک این سیم (ر) هستش.
یا فرت چهار روی سیم پنج نت دو دیز (دو#)
هستش.

این در مورد نتها روی دسته گیتار بود. با تمرینات میتونید خیلی سریع این درس رو یاد بگیرید.
به طور مثال برای خودتون روی فرتهای مختلف و با سیمها مختلف به جستجوی نتها برید.

من در درس بعدی طرح کلی کلیه سیمها و فرتها رو براتون میفرستم. به شکلی که دیگه مورد و ایرادی در این باره نداشته باشید.

خوب درس امروزمون تموم شد. نمیدونم برای روز اول بد بود با خوب. ولی خوب اگر شما کمک کنید و پیشنهاد و انتقادهاتون رو بگید سعی میکنم که بهتر بشه.

درس بعدی در مورد اصول آکورد شناسی هستش.

پس تا بعد...

 

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
بک لینک فا